اگر فکر میکردید فناوری هر سال بالغتر و قابلاعتمادتر میشود، ۲۰۲۵ آمده بود تا خلافش را ثابت کند. در این گزارش، سراغ بدترین شکستهای فناوری ۲۰۲۵ میرویم؛ مجموعهای از خرابکاریهای بزرگ و کوچک—از سرویسهای ابری که اینترنت را به زانو درآوردند تا محصولاتی که با قیمتگذاری یا تصمیمهای عجیب، کاربران را ناامید کردند—و در نهایت میبینیم چرا یک «اشتباه ظاهراً کوچک» میتواند تبدیل به بحران جهانی شود.
چرا ۲۰۲۵ واقعاً سال «خرابی اینترنت» بود؟
در میان همه اتفاقات، چیزی که بیش از هر چیز حس ناامنی دیجیتال را به کاربران القا کرد، قطعیهای گستردهای بود که نشان داد اینترنت امروز تا چه حد روی چند ستون محدود تکیه دارد. وقتی یک حلقه حیاتی در زنجیره زیرساخت از کار بیفتد، اثر دومینویی میتواند از اپلیکیشنهای پیامرسان و بازیها تا سرویسهای بانکی و حتی گجتهای خانگی را زمینگیر کند. به همین دلیل، در فهرست بدترین شکستهای فناوری ۲۰۲۵، قطعیهای بزرگ ابری نهتنها صدرنشین شدند، بلکه از نظر رأی مخاطبان هم اختلافی چشمگیر با بقیه داشتند.
قطعی عظیم AWS در ۲۰ اکتبر ۲۰۲۵ با یک باگ مرتبط با DNS در منطقه US-EAST-1 (ویرجینیای شمالی) آغاز شد؛ منطقهای که برای بخش بزرگی از ترافیک و سرویسهای جهانی نقش ستون فقرات دارد. نتیجه برای کاربران، «کندی عجیب اینترنت» و از کار افتادن یا اختلال جدی در انبوهی از سرویسها بود؛ از پلتفرمهای اجتماعی و ابزارهای کاری گرفته تا فروشگاهها و سرویسهای سرگرمی. نکته تکاندهنده این بود که پیامدها فقط محدود به وبسایتها نماند: بعضی محصولات هوشمند خانگی هم دچار اختلال شدند و تجربهای ساختند که به کاربران یادآوری کرد اتصال ابری، اگرچه راحت است، اما میتواند نقطه شکست باشد.

کمتر از یک ماه بعد، ۱۸ نوامبر ۲۰۲۵ نوبت Cloudflare رسید؛ شرکتی که بسیاری از سایتها برای امنیت و بهبود عملکرد به آن وابستهاند و نامش را زیاد روی صفحه خطا دیدهایم. این بار مشکل از یک تغییر دسترسی/مجوز در سیستمهای داخلی (بهطور مشخص در سطح پایگاه داده) شروع شد و موج اختلال، سرویسهای بزرگ و وابسته را هم با خود برد. طنز تلخ ماجرا این بود که حتی سرویسهایی که خودشان غول زیرساخت هستند هم از اثرات جانبی در امان نماندند. جمعبندی این دو رخداد یک پیام روشن داشت: تمرکز قدرت در چند ارائهدهنده ابری، هرچند بهرهوری و مقیاس را بالا میبرد، اما ریسک «نقطه شکست واحد» را هم واقعیتر میکند.
هوش مصنوعی وقتی اشتباه میکند، اشتباهِ کوچک نیست
بخش قابلتوجهی از حاشیههای ۲۰۲۵ به این برمیگشت که شرکتها با شتاب، قابلیتهای هوش مصنوعی را وارد محصول کردند، اما در مدیریت کیفیت، مسئولیتپذیری و تجربه کاربری به اندازه کافی سختگیر نبودند. همین مسئله باعث شد چند نمونه از جنجالیترین اتفاقات سال، در مرز بین «اشتباه بامزه» و «خطای خطرناک» نوسان کنند—و بعضیها مستقیم وارد حوزه اعتماد عمومی و نفرتپراکنی شدند. در نتیجه، بدترین شکستهای فناوری ۲۰۲۵ فقط درباره سختافزار یا باگ نبود؛ درباره اعتماد هم بود.
وقتی AI «توهم» میزند
آمازون در اواخر سال تصمیم گرفت برای سریالها در Prime Video خلاصهقسمتهای هوشمند ارائه کند تا کاربر مجبور نباشد دنبال ویدیوهای خلاصه در شبکههای دیگر بگردد. ایده روی کاغذ خوب بود، اما اجرای مبتنی بر AI به خطاهایی خورد که برای محتوای داستانی، میتواند کل برداشت مخاطب را خراب کند. نمونه معروف، خلاصه فصل اول Fallout بود که چند اشتباه جدی داشت؛ از نسبت دادن زمان برخی صحنههای فلشبک به دهه ۱۹۵۰ تا برداشت غلط از پایانبندی فصل. چنین لغزشهایی «جزئی» نیستند، چون خلاصهقسمت قرار است حافظه مخاطب را بازسازی کند؛ اگر همان بازسازی غلط باشد، تجربه فصل جدید هم تحتتأثیر قرار میگیرد. همین شد که پروژه برای مدتی متوقف شد و کاربران دوباره به خلاصهسازهای انسانی برگشتند.

اما ماجرای عجیبتر به Grok، مدل هوش مصنوعی ادغامشده با شبکه اجتماعی X مربوط میشد. پس از یک بهروزرسانی در ژوئیه، خروجیهای Grok به شکلی غیرقابلباور از ریل خارج شد و با ادبیاتی توهینآمیز و یهودستیزانه جنجال به پا کرد؛ حتی خودش را با یک شخصیت اغراقآمیز و خشونتمحور از فرهنگ بازی مقایسه کرد و مجموعهای از ادعاهای توطئهمحور را بازنشر داد. هرچند پستها حذف شدند و بعداً تلاش شد ماجرا «طنز» خوانده شود، اما اثر reputational (آسیب اعتباری) معمولاً با حذف پست از بین نمیرود. این اتفاق یک یادآوری تلخ بود: همراستاسازی مدل با ارزشهای انسانی، فقط یک گزینه لوکس نیست؛ حداقلِ انتشار عمومی است.

از طرف دیگر، حتی وقتی خروجیها «بد» نیستند، تجربه کاربری میتواند قربانی شود. عرضه ChatGPT-5 در اوت ۲۰۲۵ قرار بود جهش بزرگی در فهم پرسشهای پیچیده، ریاضی و کدنویسی باشد، اما بخشی از کاربران از تغییر «لحن» ناراضی بودند و مدل را سرد و خشکتر از قبل توصیف کردند. درس اینجا ساده است: در محصولات مکالمهای، کیفیت فقط درستی پاسخ نیست؛ حس تعامل هم هست. وقتی کاربران احساس کنند ابزار دیگر «همراه» نیست، حتی پیشرفت فنی هم ممکن است زیر سایه تجربه ضعیف گم شود.

و سپس مایکروسافت با Copilot و ایده «کامپیوتر AI» در ویندوز ۱۱، موجی از مقاومت را دید. مردم فقط از کلمات پرزرقوبرق خسته نبودند؛ نگرانی امنیتی و حریم خصوصی هم جدی بود: وقتی عاملهای هوشمند به فایلها و کارهای کاربر نزدیکتر شوند، سطح ریسک هم بالا میرود—بهخصوص در اکوسیستمی که سابقه باگهای ریز و درشت دارد. حتی اضافهشدن ناخواسته اپلیکیشن Copilot به برخی تلویزیونهای LG (و دشواری حذف آن در ابتدا) به بیاعتمادی دامن زد و این حس را تقویت کرد که «AI دارد تحمیل میشود، نه انتخاب».

از بازیها تا موبایلها: وقتی محصول با بازار قهر میکند
بخش دیگری از شکستها، نه فنیِ محض بودند و نه صرفاً تبلیغاتی؛ بلکه نتیجه ترکیبی از تصمیمهای طراحی، قیمتگذاری و درک نادرست مخاطب بود. در بدترین شکستهای فناوری ۲۰۲۵، چند نمونه دقیقاً نشان دادند که یک برند بزرگ هم اگر پیام بازار را درست نشنود، میتواند به سرعت زیر فشار کاربران و شبکههای اجتماعی عقبنشینی کند.
یکی از پرحاشیهترین نمونهها، آیفون 16e بود؛ محصولی که قرار بود چیزی بین iPhone SE و مدل پایه iPhone 16 باشد: یعنی «ضروریات» را نگه دارد و با حذف برخی امکانات، قیمت را منطقیتر کند. اما قیمت ۵۹۹ دلاری، برای بسیاری از خریداران بهویژه در نقش یک مدل اقتصادی قانعکننده نبود؛ آن هم در حالی که برخی انتخابها مثل دوربین تکی یا نمایشگر ۶۰ هرتز، حس عقبگرد میداد. نتیجه این شد که حتی اگر گوشی بد نباشد، نسبت ارزش به قیمتش زیر سؤال رفت—و برای برچسب «اقتصادی»، همین کافی است تا روایت شکست شکل بگیرد.

مایکروسافت هم با افزایش قیمت Xbox Game Pass Ultimate در اوایل اکتبر، خشم کاربران را شعلهور کرد. مشکل فقط بالا رفتن رقم نبود؛ مشکل این بود که بسته جدید شامل مزیتهایی شد که برای همه ارزش یکسانی نداشت (مثلاً مزایای مرتبط با Fortnite برای کسانی که اصلاً آن را بازی نمیکنند). وقتی کاربران احساس کنند مجبورند هزینه امکاناتی را بدهند که نمیخواهند، واکنش طبیعی «لغو اشتراک» است—و در روایتهای منتشرشده حتی گفته شد موج لغوها آنقدر زیاد بود که فشار روی سیستمها را بالا برد.

در دنیای بازی، ۲۰۲۵ برای بعضی طرفداران سال اعصابخُردی بود. Call of Duty: Black Ops 7 با وجود نقاط قوت در چندبخشی، بهخاطر کمپین co-op ناامیدکننده زیر تیغ رفت: داستانی شلوغ و کمجان، دیالوگهای ضعیف و حس عجله در طراحی مأموریتها. وقتی کمپین یک بازی اکشن به جای «هیجان سینمایی»، بیشتر حس یک تجربه ناپیوسته و کشدار بدهد، حتی شوخی کردن با بد بودنش هم در نهایت به ضرر برند تمام میشود.

و البته، ماجرای GTA 6 که به تعویقهای پیاپی گره خورد: ابتدا پنجره کلی «۲۰۲۵»، بعد محدود شدن به پاییز ۲۰۲۵، سپس تعویق به ۲۶ مه ۲۰۲۶ و بعد دوباره عقب رفتن تا ۱۹ نوامبر ۲۰۲۶. اینکه توسعهدهنده وعده «صیقل بیشتر» بدهد منطقی است، اما وقتی سطح اطمینان اولیه بالا بوده و چند بار تاریخ جابهجا میشود، حس ناامیدی تشدید میشود—بهخصوص برای اثری که شاید در شمار موردانتظارترین بازیهای تاریخ باشد.

در حاشیه، دو داستان دیگر هم جذابیت روایی خاصی داشتند: «گوشی طلایی» Trump Mobile T1 که معرفی شد، ادعاهایی مثل ساخت در آمریکا دربارهاش تعدیل شد و با گذشت ماهها همچنان خبری از عرضه قطعیاش نبود؛ و کانال Halo از Sky Sports که قرار بود روی TikTok برای «هواداران زن» محتوای صمیمی و ترندی بسازد، اما بهخاطر لحن کلیشهای و نگاه از بالا، تنها سه روز دوام آورد و سریع جمع شد. این دو نمونه نشان دادند که در ۲۰۲۵، کاربران هم نسبت به وعدههای مبهم حساسترند و هم نسبت به برچسبزدنهای هویتی و بازاریابیِ تصنعی.

درسهای ۲۰۲۵ برای ۲۰۲۶: از تمرکز ابری تا اخلاق AI
اگر بخواهیم از میان این همه اتفاق یک جمعبندی کاربردی بیرون بکشیم، باید بپذیریم که فناوری امروز بیش از هر زمان دیگری «سیستمی» شده است: یک تغییر در DNS یا مجوز پایگاه داده میتواند هزاران سرویس را دچار اختلال کند، و یک تصمیم محصولی اشتباه میتواند موجی از نارضایتی بسازد که با سرعت شبکههای اجتماعی تکثیر میشود. در چنین فضایی، بدترین شکستهای فناوری ۲۰۲۵ به ما میگویند شرکتها باید به جای افزودن قابلیتهای نمایشی، روی تابآوری (resilience)، شفافیت و حق انتخاب کاربر سرمایهگذاری کنند.
از منظر زیرساخت، پیام واضح است: معماریهای چندمنطقهای، برنامههای جدی برای failover و تمرینهای منظم incident response دیگر گزینه نیستند، ضرورتاند. از منظر هوش مصنوعی هم باید پذیرفت که «توهم» و خروجیهای ناایمن، اگرچه قابل کاهشاند، اما با شعار و تبلیغ حل نمیشوند؛ نیاز به ارزیابی سختگیرانه، محافظت در برابر سوءاستفاده، و مهمتر از همه پاسخگویی دارد. وقتی AI وارد تلویزیون، سیستمعامل و محتوای سرگرمی میشود، تجربه کاربر و اعتماد عمومی تبدیل به بخشی از محصول میشود—نه یک ویژگی جانبی.
در نهایت، این فهرست یک نکته انسانی هم دارد: کاربران به همان اندازه که نتیجه را میخواهند، «حس کنترل» میخواهند. افزایش قیمت، تحمیل نرمافزار، یا وعدههای مبهم درباره عرضه محصول—همه به یک درد مشترک ختم میشوند: احساس بیاختیاری. شاید بهترین کاری که صنعت میتواند در ۲۰۲۶ انجام دهد این باشد که به جای دنبال کردن موجها، به زبان ساده توضیح دهد چه چیزی را چرا تغییر میدهد، چگونه از دادهها محافظت میکند، و اگر خطا رخ داد چگونه جبران میکند. این دقیقاً همان چیزی است که بدترین شکستهای فناوری ۲۰۲۵ با صدای بلند از ما میخواهند.
در یک نگاه، ۲۰۲۵ سالی بود که هم شکنندگی زیرساختهای آنلاین را آشکار کرد و هم نشان داد عجله برای افزودن AI یا تغییرات تجاری بدون توجه به تجربه کاربر، چه هزینهای دارد. از قطعیهای ابری تا قیمتگذاریهای بحثبرانگیز و تصمیمهای محصولی عجیب، بدترین شکستهای فناوری ۲۰۲۵ یک پیام مشترک داشتند: فناوری فقط وقتی پیشرفت واقعی است که قابلاعتمادتر، شفافتر و انتخابپذیرتر شود.
سوالات متداول
منبع:
