وقتی صحبت از رابطهای مغز و کامپیوتر میشود، معمولاً نام Neuralink پررنگتر از بقیه به چشم میآید؛ اما واقعیت این است که صنعت رابط مغز و کامپیوتر در چین بیسروصدا دارد از «آزمایشگاه» به «مقیاس» حرکت میکند. موج تازهای از استارتاپها—از ایمپلنتهای قابلکاشت تا راهکارهای غیرتهاجمی—با تکیه بر حمایت سیاستگذار، گسترش کارآزماییهای بالینی و افزایش علاقه سرمایهگذاران، در حال تبدیل BCI به یک بازار جدی و چندمیلیارددلاری هستند.
وقتی صحبت از رابطهای مغز و کامپیوتر میشود، معمولاً نام Neuralink پررنگتر از بقیه به چشم میآید؛ اما واقعیت این است که صنعت رابط مغز و کامپیوتر در چین بیسروصدا دارد از «آزمایشگاه» به «مقیاس» حرکت میکند. موج تازهای از استارتاپها—از ایمپلنتهای قابلکاشت تا راهکارهای غیرتهاجمی—با تکیه بر حمایت سیاستگذار، گسترش کارآزماییهای بالینی و افزایش علاقه سرمایهگذاران، در حال تبدیل BCI به یک بازار جدی و چندمیلیارددلاری هستند.
موتورهای شتاب: چرا BCI در چین سریعتر تجاری میشود؟
در روایت فعالان این حوزه، جهش چین در BCI فقط نتیجه «پول بیشتر» یا «کپیکاری سریع» نیست؛ ترکیبی از سیاستگذاری، زیرساخت درمانی، صنعت تولید و سرمایهگذاری هدفمند است. فینیکس پِنگ (Phoenix Peng)، کارآفرینی که همزمان در دو استارتاپ فعال است—نایرواکسس (NeuroXess) در حوزه ایمپلنتهای BCI و گِستالا (Gestala) در حوزه BCI غیرتهاجمی مبتنی بر اولتراسوند—میگوید چین عملاً در حال ساخت مسیر استاندارد برای ورود این فناوری به درمان است. به گفته او، استانهایی مثل سیچوان، هوبی و ژجیانگ حتی تعرفه خدمات پزشکی مربوط به BCI را تعیین کردهاند؛ اقدامی که میتواند روند گنجاندن این فناوری در بیمه ملی درمان را سریعتر کند و فاصله «آزمایش بالینی» تا «مدل درآمدی پایدار» را کوتاهتر سازد.
پِنگ همچنین روی یک ایده بزرگتر دست میگذارد: ادغام عمیق علوم اعصاب و هوش مصنوعی. از نگاه او، اگر امروز BCI عمدتاً برای «درمان بیماری» استفاده میشود، در بلندمدت میتواند به سمت «تقویت تواناییهای انسانی» هم برود—یعنی جایی که ارتباط پرپهنا بین مغز و سیستمهای هوشمند، به یک مزیت رقابتی و حتی یک بازار غولآسا تبدیل میشود. این چشمانداز ممکن است دور به نظر برسد، اما همین روایت، سرمایه و استعداد را به سمت محصولسازی سوق میدهد و اکوسیستم را از حالت تحقیق صرف خارج میکند.

از نقشه راه ملی تا کارآزماییهای واقعی: زنجیرهای که دارد کامل میشود
یکی از نشانههای بلوغ این حوزه، ورود دولت به سطح «برنامهریزی صنعتی» است. در اوت ۲۰۲۵، وزارت صنعت چین بههمراه چند نهاد دیگر، نقشه راه ملی BCI را منتشر کرد؛ نقشهای که هدفگذاریهای فنی تا ۲۰۲۷، حرکت به سمت استانداردهای مشترک صنعت و تکمیل زنجیره تأمین تا ۲۰۳۰ را دنبال میکند. پیام ضمنی این سند روشن است: BCI قرار نیست یک پروژه پراکنده دانشگاهی بماند؛ چین میخواهد شرکتهای رقابتپذیر جهانی بسازد و همزمان به شرکتهای تخصصی کوچکتر هم میدان بدهد.
در کنار برنامهریزی، پول و بیمار هم مهماند. در دسامبر ۲۰۲۵ و در نمایشگاه BCI و تعامل انسان-کامپیوتر شنژن، از یک صندوق ۱۱.۶ میلیارد یوانی برای «علوم مغز» رونمایی شد تا شرکتها را از تحقیق تا تجاریسازی پشتیبانی کند. عامل دوم، منابع بالینی گسترده است: جمعیت بزرگ بیمار، هزینههای پژوهشی پایینتر و امکان اجرای آزمونهای بیشتر، سرعت آزمایشهای بالینی را بالا میبرد. نکته کلیدیتر اینکه، وقتی یک دستگاه در چین تأیید دولتی میگیرد، سازوکار بیمه ملی میتواند مسیر تجاریسازی را سریعتر کند؛ در حالیکه در آمریکا حتی پس از تأیید FDA، بیمهگرهای خصوصی هرکدام باید جداگانه تصمیم بگیرند و این یعنی اصطکاک بیشتر در ورود به بازار.
در همین بستر، گزارشهایی از اجرای نخستین کارآزمایی کاملاً کاشتنی و بیسیم در چین منتشر شده—آزمایشی که گفته میشود دومین نمونه در جهان است و به یک بیمار دچار فلج اجازه داده بدون سختافزار بیرونی، دستگاهها را کنترل کند. همچنین به گفته پِنگ، شرکتهای چینی در BCIهای الکتریکی سنتی، در حوزههایی مثل رمزگشایی حرکت و زبان، بازسازی نخاع و توانبخشی پس از سکته پیشرفتهای بالینی داشتهاند و تا اواسط ۲۰۲۵ بیش از ۵۰ کارآزمایی بالینی مرتبط با ایمپلنتهای انعطافپذیر انجام شده است. در چنین زمینهای، صنعت رابط مغز و کامپیوتر در چین طبیعی است که از مرحله «نمایش فناوری» به مرحله «طرح درمانی و محصول قابل عرضه» نزدیکتر شود.

فناوریها و بازیگران: از ایمپلنتهای دقیق تا اولتراسوندِ مقیاسپذیر
بازار BCI عملاً روی دو مسیر اصلی حرکت میکند. مسیر اول، سامانههای تهاجمی (invasive) است؛ مثل NeuroXess یا Neuralink که با کاشت الکترود در مغز، به سیگنالهای دقیقتر در سطح نورون نزدیک میشوند—اما هزینه و ریسک جراحی را هم به همراه دارند. مسیر دوم، راهکارهای غیرتهاجمی (noninvasive) است که معمولاً با هدست یا هدبند EEG فعالیت الکتریکی را از پشت جمجمه میخوانند؛ دقت کمتر است، اما پذیرش بیمار و سهولت استفاده بالاتر میرود. همین تفاوت «پذیرش» میتواند تعیین کند کدام فناوری زودتر به بازار انبوه میرسد.
در این میان، جبهه سوم هم در حال شکلگیری است: رویکردهای نوظهور مانند اولتراسوند، مگنتوانسفالوگرافی (MEG)، تحریک مغناطیسی فراجمجمهای (TMS)، روشهای اپتیکی و مدلهای هیبریدی. ایده مشترک این موج جدید، افزایش توان خواندن/تأثیرگذاری بر فعالیت مغز با حداقل تهاجم است—یعنی حرکت به سمت محصولاتی که هم «قابل استفاده برای افراد بیشتر» باشند و هم «از نظر کسبوکار مقیاسپذیرتر».

اولتراسوند؛ تلاش برای عبور از مانع جراحی
استارتاپهایی که روی BCI اولتراسوند کار میکنند، دقیقاً همین مانع را هدف گرفتهاند: خیلیها حاضر نیستند برای یک گجت، جراحی مغز انجام دهند. در گزارشها، از شرکتهایی مثل Merge Labs (با حمایت OpenAI) و Gestala نام برده میشود که روی بیماریهای پرتکرار مثل درد مزمن، سکته و افسردگی تمرکز دارند. پِنگ میگوید Gestala که ژانویه راهاندازی شده، قصد دارد نسل اول محصولش را تا سهماهه سوم سال عرضه کند و نتایج اولیه کارآزماییهای بالینی «امیدبخش» بودهاند؛ بهطوریکه در یک جلسه درمانی، امتیاز درد تا ۵۰٪ کاهش یافته و اثر آن یک تا دو هفته دوام داشته است. اگر چنین دادههایی در مطالعات بزرگتر هم تکرار شود، مسیر ورود به کلینیکها و قراردادهای بیمهای بسیار هموارتر میشود.
از سمت سرمایهگذاری هم نشانههای جدی دیده میشود: استارتاپ StairMed Technology در شانگهای در فوریه ۲۰۲۵ حدود ۴۸ میلیون دلار (۳۵۰ میلیون یوان) سرمایه سری B جذب کرد. BrainCo نیز طبق گزارشها پس از جذب حدود ۲۸۷ میلیون دلار (۲ میلیارد یوان) در اوایل ۲۰۲۶، بیسروصدا برای عرضه اولیه در هنگکنگ پروندهسازی کرده است. شرکتهای متعددی هم در اکوسیستم چین فعالاند—از NeuroXess و Neuracle و NeuralMatrix تا BrainCo و Bo Rui Kang Tech و Aoyi Tech و Brainland Tech و Zhiran Medical—که طیفی از رابطهای کاشتنی انعطافپذیر تا فناوریهای غیرتهاجمی را پوشش میدهند. برآوردهای رسانهای حتی میگویند بازار چین در ۲۰۲۵ به بیش از ۵۳۰ میلیون دلار (۳.۸ میلیارد یوان) میرسد و چشمانداز ۲۰۴۰ از ۱۲۰ میلیارد یوان عبور میکند؛ عددهایی که نشان میدهد صنعت رابط مغز و کامپیوتر در چین فقط یک «ترند آزمایشگاهی» نیست.

پنج سال آینده: استانداردها، حاکمیت داده و اخلاق
در افق کوتاهمدت، انتظار میرود کاربرد BCI همچنان عمدتاً در حوزه سلامت متمرکز بماند و با افزایش پوشش بیمهای، به مقیاس چندمیلیارددلاری برسد. اما همزمان، مسیر مقرراتگذاری هم جدیتر میشود. پیشبینی میشود چین در پنج سال آینده قوانین و فرآیندهای خود را بیشتر با استانداردهای بینالمللی همراستا کند؛ از چارچوبهای سازمانهایی مثل IEC و ISO گرفته تا راهنماهای FDA که معمولاً بهعنوان مرجع در ارزیابی ایمنی و اثربخشی شناخته میشوند.
دو محور در این میان پررنگ است: اول، سختگیری بیشتر بر دستگاههای تهاجمی و پیامدهای بلندمدت آنها (التهاب، افت سیگنال، دوام ایمپلنت)؛ و دوم، «حاکمیت داده» برای اطلاعاتی که همه دستگاههای BCI تولید میکنند. در کنار آن، احتمال دارد مسیر تأیید برای فناوریهای غیرتهاجمی تا حدی سادهتر شود تا نوآوریهای کمخطر زودتر وارد بازار شوند. از منظر اخلاق نیز صحبت از تقویت الزامات رضایت آگاهانه، گسترش دامنه بررسی اخلاقی فراتر از پزشکی و حرکت به سمت استانداردهای یکپارچه برای ارزیابی بالینی مطرح است. اگر این قطعات کنار هم بنشینند، صنعت رابط مغز و کامپیوتر در چین میتواند هم در درمان و هم در فناوریهای انسان-ماشین، نقش تعیینکنندهتری در رقابت جهانی پیدا کند.

چین با ترکیب سیاستگذاری فعال، منابع بالینی گسترده، صنعت تولید بالغ و سرمایهگذاری هدفمند، BCI را از یک پروژه آزمایشگاهی به یک مسیر تجاری واقعی نزدیک کرده است. در کوتاهمدت، درمان و توانبخشی موتور اصلی بازار میماند؛ اما همزمان، استانداردسازی، مقرراتگذاری و اخلاق تعیین میکند کدام فناوریها سریعتر مقیاس میگیرند. اگر این روند ادامه پیدا کند، صنعت رابط مغز و کامپیوتر در چین میتواند به یکی از جدیترین قطبهای جهانی نوروتک تبدیل شود—چه در رقابت با بازیگران آمریکایی و چه در تعریف نسل بعدی ارتباط انسان و ماشین.
سوالات متداول
بیشتر بخوانید:
منبع:
