وقتی یک شبکه اجتماعی در گزارش مالی ناامیدکننده قرار میگیرد، هر عددی میتواند به ابزار روایتسازی تبدیل شود. این بار مدیرعامل پینترست ادعا کرده «جستجوی پینترست» حتی از ChatGPT هم بیشتر است؛ ادعایی که اگر درست فهمیده شود، میتواند تصویر تازهای از رقابت پلتفرمها در عصر هوش مصنوعی، تبلیغات و خرید آنلاین ارائه دهد. در ادامه، هم سراغ اعداد میرویم و هم بررسی میکنیم چرا پینترست روی جستجو و نیت تجاری کاربرانش دست گذاشته است.
وقتی یک شبکه اجتماعی در گزارش مالی ناامیدکننده قرار میگیرد، هر عددی میتواند به ابزار روایتسازی تبدیل شود. این بار مدیرعامل پینترست ادعا کرده «جستجوی پینترست» حتی از ChatGPT هم بیشتر است؛ ادعایی که اگر درست فهمیده شود، میتواند تصویر تازهای از رقابت پلتفرمها در عصر هوش مصنوعی، تبلیغات و خرید آنلاین ارائه دهد. در ادامه، هم سراغ اعداد میرویم و هم بررسی میکنیم چرا پینترست روی جستجو و نیت تجاری کاربرانش دست گذاشته است.
ادعای پینترست درباره حجم جستجو؛ مقایسهای که حسابشده است
در پی عملکرد ضعیف پینترست در درآمد و سود هر سهم در سهماهه چهارم، مدیرعامل این شرکت، بیل رِدی، تلاش کرد روایت را از «کاهش انتظارات والاستریت» به «قدرت پلتفرم بهعنوان مقصد جستجو» تغییر دهد. او با استناد به دادههای شخص ثالث گفت ChatGPT ماهانه حدود ۷۵ میلیارد جستجو دارد، در حالی که پینترست حدود ۸۰ میلیارد جستجو ثبت میکند و نزدیک به ۱.۷ میلیارد کلیک ماهانه تولید میشود. همین جاست که «جستجوی پینترست» تبدیل به محور پیام میشود: پینترست میخواهد خود را نه صرفاً یک شبکه اجتماعیِ الهامبخش، بلکه یکی از بزرگترین مقاصد جستجو در جهان معرفی کند.
نکته کلیدی در صحبتهای مدیرعامل، «ماهیت تجاری جستجوها» بود. او تاکید کرد بیش از نیمی از جستجوهای پینترست ماهیت تجاری دارند؛ یعنی کاربر بهدنبال کالا، ایده خرید، مقایسه محصول یا تصمیمگیری برای سفارش است. در مقابل، او سهم جستجوهای تجاری در ChatGPT را حدود ۲٪ تخمین زد. حتی اگر درباره روش اندازهگیری یا تعریف «جستجوی تجاری» اختلاف نظر وجود داشته باشد، پیام پینترست روشن است: اگر تبلیغدهنده دنبال نیت خریدِ شفافتر است، پینترست میخواهد گزینهای جدیتر از قبل باشد.

گزارش مالی ناامیدکننده؛ چرا بازار قانع نشد؟
با وجود تلاش برای برجسته کردن قدرت جستجو، اعداد مالی پینترست تصویر دیگری نشان دادند. این شرکت در سهماهه چهارم، هم در درآمد و هم در سود هر سهم پایینتر از پیشبینیها ظاهر شد: درآمد ۱.۳۲ میلیارد دلار در برابر انتظار ۱.۳۳ میلیارد دلار و سود هر سهم ۶۷ سنت در برابر پیشبینی ۶۹ سنت. از طرف دیگر، پیشبینی فروش سهماهه اول ۲۰۲۶ نیز پایینتر از انتظار بازار اعلام شد: بازه ۹۵۱ تا ۹۷۱ میلیون دلار در برابر برآورد ۹۸۰ میلیون دلار.
پینترست علت عقبماندن را کاهش بودجه تبلیغدهندگان بزرگ عنوان کرد؛ بهخصوص در اروپا که فشارهای اقتصادی و تغییر اولویتهای بازاریابی میتواند سریعتر خودش را در هزینهکرد تبلیغات نشان دهد. علاوه بر آن، تعرفه جدید مبلمان که از اکتبر اجرایی شده، به گفته شرکت روی دسته «خانه و دکوراسیون» اثر منفی گذاشته و روند میتواند در سهماهه اول هم بدتر شود. واکنش بازار هم تند بود: سهام پینترست در معاملات خارج از ساعت رسمی حدود ۲۰٪ افت کرد.
اما یک تناقض مهم وجود داشت: کاربران فعال ماهانه برخلاف ناامیدی مالی، بهتر از انتظار رشد کردند. پینترست اعلام کرد تعداد کاربران فعال ماهانه با رشد ۱۲٪ نسبت به سال قبل به ۶۱۹ میلیون رسیده؛ در حالی که پیشبینی بازار ۶۱۳ میلیون بود. این یعنی مسئله پینترست «کمبود توجه» نیست؛ مسئله اصلی همچنان تبدیل توجه به درآمد است—چالشی که سالهاست همراه این پلتفرم است و حالا در عصر هوش مصنوعی پیچیدهتر هم میشود.
عصر هوش مصنوعی و خرید آنلاین؛ پینترست چه نقشهای دارد؟
پینترست از ابتدا بیشتر برای «برنامهریزی و رؤیاپردازی» شناخته میشد تا خرید سریع. کاربران میآیند ایده جمع میکنند، سبک میسازند، سیو میکنند و بعد شاید خارج از پلتفرم خرید کنند. همین فاصله بین الهام و خرید، باعث شده تبدیل «جستجوی پینترست» به دلارهای تبلیغاتی همیشه سخت باشد. در مقابل، چتباتهای هوش مصنوعی میتوانند نیت خرید را خیلی مستقیمتر دریافت کنند: کاربر میپرسد «بهترین هدفون تا فلان قیمت چیست؟» و انتظار پاسخ آماده و قابل اقدام دارد.

وقتی از مدیرعامل پرسیده شد پینترست در چرخش بازار به سمت خرید مبتنی بر هوش مصنوعی چه میکند، او روی سه ستون تاکید کرد: جستجوی تصویری، کشف محتوا (Discovery) و شخصیسازی. منطق این رویکرد این است که کاربر لازم نباشد مثل چتباتها «پرامپت» تایپ کند؛ پینترست با شناخت سلیقه و رفتار کاربر، هنگام باز کردن اپ، محصولات و ایدههای مرتبط را جلوی چشمش میگذارد و مسیر تجاری را کوتاهتر میکند. به زبان ساده، پینترست میخواهد «جستجوی پینترست» را از حالت تایپی صرف خارج کند و آن را به تجربهای بصری، الهامبخش و در عین حال قابل خرید تبدیل کند.
از طرف دیگر، پینترست به همکاریاش با آمازون هم اشاره کرد؛ همکاریای که هدفش سادهتر کردن فرآیند پرداخت و کاهش اصطکاک خرید است. هرچه کاربر کمتر بین اپها و سایتها سرگردان شود، احتمال تبدیل افزایش پیدا میکند—و این دقیقاً همان نقطهای است که تبلیغدهندگان به آن حساساند.
آیا مردم آمادهاند هوش مصنوعی به جای آنها خرید کند؟
مدیرعامل پینترست یک نکته رفتاری مهم را هم مطرح کرد: به نظر میرسد کاربران هنوز آمادگی کامل ندارند که «یک هوش مصنوعی بهجای آنها خرید را انجام دهد». این گزاره، اگرچه قطعی نیست، اما با واقعیتهای اعتماد، امنیت پرداخت و ترجیحات شخصی همخوانی دارد. بسیاری از خریدها—بهخصوص در دستههایی مثل دکوراسیون خانه، مد یا کالاهای سلیقهای—نیازمند دیدن، مقایسه بصری و کنترل فردی است. پینترست میخواهد از همین شکاف استفاده کند: به جای اینکه کاربر را به خرید کاملاً خودکار هل دهد، مسیر تصمیمگیری را با تصویر، ایده و پیشنهادهای شخصیسازیشده کوتاه کند.

در نهایت، پیام پینترست این است: اگر روزی خرید کاملاً «عاملمحور» و خودکار هم فراگیر شود، آن بخش از مسیر (پرداخت و انجام سفارش) از نظر آنها سادهترین قسمت برای حل است. اما امروز، میدان رقابت واقعی روی «کشف محصول» و «برانگیختن نیت خرید» است—جایی که پینترست با اتکا به تجربه بصری و حجم بالای «جستجوی پینترست» میخواهد جایگاهش را تثبیت کند.
ادعای برتری «جستجوی پینترست» نسبت به ChatGPT بیش از آنکه فقط یک مقایسه عددی باشد، تلاشی برای بازتعریف هویت پینترست در دوران هوش مصنوعی است: یک مقصد جستجوی بصری با نیت تجاری بالا. با این حال، گزارش مالی نشان میدهد چالش اصلی هنوز تبدیل این مقیاس استفاده به درآمد پایدار تبلیغاتی است. اگر پینترست بتواند با جستجوی تصویری، شخصیسازی و کاهش اصطکاک پرداخت مسیر الهام تا خرید را کوتاهتر کند، «جستجوی پینترست» میتواند به مزیت رقابتی واقعیتری در برابر پلتفرمهای مکالمهمحور تبدیل شود.
سوالات متداول
منبع:
